سطوح درک مفهوم امامت در شعر آیینی معاصر-1

سطوح درک مفهوم امامت در شعر آیینی معاصر-1

سطوح درک مفهوم امامت در شعر آیینی معاصر
(قسمت اول)

دکتر عباسعلی وفایی
رضا بیات

چکیده:
آنچه اشعار مذهبی را از دیگر سروده‌ها جدا می‌کند محتوای آن‌هاست؛ یعنی مذهب. بنابراین مهم‌ترین رویکرد در نقد شعر مذهبی، نقد محتواست. مهمترین مسأله در این رویکرد نقد، سنجش میزان فهم و باورمندی شاعر نسبت به مبانی آیین است. محور باور‌های تشیع و وجه تمایز آن با دیگر مذاهب، به طور عمده مفهوم امامت است؛ لذا سنجش سطح دانش و شناخت مفهوم امامت و نیز عمق باورمندی به این دانسته‌‌ها به عنوان ملاکی تعیین کننده در نقد محتوایی شعر شیعی محسوب می‌شود. در این نوشته تلاش شده که سطوح مختلف این شناخت مورد بررسی قرار بگیرد و راهکار‌هایی برای سنجش عمق باور شاعر پیشنهاد شود. در این تحقیق فهم مفهوم امامت به این 10 سطح تفکیک شده است: 
الف) دریافت‌های حداقلی و تقصیری: 1- امام: شخصیتی تاریخی 2- امام: رهبر سیاسی 
ب) دریافت‌های کلامی و متعارف شیعی: 3- امام: صاحب فضایل 4- امام: محبوب خدا و خلق 5- امام: مستحق جایگاه امامت و خلافت
ج) دریافت‌های باطن‌گرایانه: 6- امام: نور و حقیقتی برتر 7- امام: حقیقت قرآن کریم 8- امام: حاضر در خلقت 9- امام: قابل الحاق و وحدت
د)دریافت‌های غلوآمیز: 10- استقلال امام و غلو.
در این نوشته، استخراج سطوح باورمندی بر پایۀ قرآن و حدیث شیعی بوده و شعر‌های مورد بررسی این پژوهش از میان معاصران انتخاب شده است.
کلیدواژه‌‌ها: سطوح اعتقادی تشیع، مفهوم امامت، نقد محتوایی، شعر آیینی معاصر.

درآمد
یکی از ساده انگاری‌‌های شایع و مشهور در خصوص ادیان، مذاهب و مکاتب فکری آن است که تصور شود بروز و ظهور یک مکتب از لحظۀ آغاز تا همیشه، یکسان بوده و هیچ تغییر و تحولی در آن رخ نداده است. مطالعات تاریخ فکر در تبیین نادرستی همین انگاره می‌کوشند. محققان تاریخ فکر، اگر به ریشۀ آسمانی آیینی باور نداشته باشند، تحولات آن را یکسره حاصل دگرگونی‌‌های اجتماعی و گذر تاریخ می‌دانند و تحول ظهورات آیین را نشانی از تحولات بنیادین آن می‌دانند؛ چنان که نوع تألیفات مستشرقان و نیز برخی از کتب مسلمانان تربیت یافتۀ آن مکتب بر این روش گام برداشته‌اند؛ تألیفاتی از قبیل «الصلۀ بین التصوف و التشیع» مصطفی کامل شیبی و «مکتب در فرایند تکامل» سید حسین مدرسی طباطبایی.
اما محققان باورمند به ریشه‌‌های وحیانی ادیان، تحولات فکری و عقیدتی را حاصل دو علت می‌دانند: یکی القای تدریجی معارف از سوی شارع و دیگری نهادینه نشدن این معارف در اندیشۀ مردم (گرامی 1391: 44). 
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبۀ غدیر فرمود که حلال و حرام بیش از آن است که در یک نوبت گفته شود؛ لذا مردم را به امام ارجاع داد و گسترۀ حضور امام را تا قیامت توصیف کرد ؛ یعنی تا قیامت ممکن است حلال و حرام (و توسعا موضوع اعتقاد و اندیشه) به دین اضافه شود؛ بدون آن که بحث تحریف دین در میان باشد؛ یعنی مبانی دین ثابت است و اضافات در پوستۀ ظاهری نیز از جانب خود شارع است که به تدریج و بنا بر تشخیص نیاز جامعه ظهور پیدا کرده است و همین اضافات نیز بنا بر علم و ارادۀ امام معصوم اتفاق می‌افتد و اگر از طریق امام نباشد، بدعت محسوب می‌شود.
دربارۀ نکتۀ دوم، یعنی نهادینه نشدن معارف در اندیشۀ باورمندان نیز می‌توان شواهد متعددی از قرآن کریم و نیز تاریخ نقل کرد. در منطق قرآنی ایمان مقوله‌ای تشکیکی است؛ لذا همیشه و به همۀ باورمندان می‌توان امر به ایمان بیشتر کرد و از زیادی و کمی ایمان سخن گفت: 
- يا أَيُّها الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْل‏ ... : اى مؤمنان، به خداوند و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاده و كتابى كه پيش از آن فرود آورده است، ايمان بياوريد ...   (قرآن کریم 4: 136).
-
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون‏: مؤمنان، تنها آن كسانند كه چون ياد خداوند پيش آيد دل‏هاشان بيمناك مى‏شود و چون آيات او را بر آنان بخوانند بر ايمانشان مى‏افزايد و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند. (قرآن کریم 8: 2)
-
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إيماناً فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُون‏: و چون سوره‏اى نازل شود برخى از ايشان مى‏گويند: اين (سوره) به ايمان كدام‏يك از شما افزود؟ ولى به ايمان كسانى كه ايمان آورده‏اند مى‏افزايد و آنان شاد مى‏شوند. (قرآن کریم 9: 124)
در روایات نیز تشکیکی بودن ایمان دیده می‌شود؛ چنان که ایمان شخصی با دیگران سنجیده می‌شود:
-
قال الباقر علیه السلام: ... إِنَّ إِيمَانَ‏ أَبِي‌طَالِبٍ‏ لَوْ وُضِعَ فِي كِفَّةِ مِيزَانٍ وَ إِيمَانَ هَذَا الْخَلْقِ فِي كِفَّةِ مِيزَانٍ لَرَجَحَ إِيمَانُ أَبِي‌طَالِبٍ عَلَى إِيمَانِهِم‏ ... : اگر ایمان ابوطالب در یک کفۀ تراوزو و ایمان این مردم در کفۀ دیگر قرار داده شود، ایمان ابوطالب بر ایمان آنان برتری می‌یابد. (الموسوی 1410: 85)
-
قَالَ النَّبِيُّ ص‏ أَفْضَلُكُمْ‏ إِيمَاناً أَفْضَلُكُمْ مَعْرِفَةً: با ایمان‌ترین شما، آگاه‌ترین شماست (شعیری، بی تا: 15؛ مجلسی 1403: 3: 14).
چنان که در حدیث آخر دیده می‌شود، سطح ایمان وابسته به سطح معرفت و شناخت تعریف شده است. بر پایۀ این حدیث، می‌توان سنجش دانش و معرفت دینی را ملاکی موثق برای نقد محتوایی و ارزشی آثار مکتوب و اشعار به حساب آورد.
علاوه بر این، در سطح جامعه و در طول تاریخ نیز مفاهیم گوناگونی بر واژۀ شیعه حمل شده است؛ حتی در زمان خلافت امیرالمؤمنین(ع)، کسانی که علی را خلیفۀ چهارم می‌دانستند بر دین علی و شیعۀ او بودند (حیدری آقایی و دیگران 1390: 117؛ منتظر القائم 1390: 100؛ به نقل از جعفریان 1368: 18) یعنی همانی که امروز سنی می‌نامیم و دقیقا در نقطۀ مقابل شیعه قرار دارد. البته در نوشتۀ حاضر به تطورات مفهوم تشیع در طول قرون نمی‌پردازیم. آنچه که اینجا مورد بحث است؛ تلقی‌‌های زندۀ امروزی از تشیع است که در آینۀ شعر معاصر نمود پیدا کرده است. 
پیش از شروع بحث چند تذکر ضروری است:
1- دشوار یا نا ممکن است که سطح اعتقادی شخص را پیدا کنیم؛ چرا که راه‌یابی به درون و قلب افراد که محل ایمان و معرفت است، ممکن نیست. از طرف دیگر آدمی در طول زمان تغییرات بسیار دارد و در یک زمان هم بسته به شرایط و مخاطب و ... رویکرد‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد. آنچه مورد نقد قرار می‌گیرد، سطح اعتقادی مطرح شده در اثر و به عبارت دقیق‌تر فهم ما از اثر مکتوب اوست. در نمونه آثار مطرح شده در هر سطح هم مدعی نیستیم که همۀ اشعار آن شاعر در همان سطح است. ممکن است اشعار دیگرش یا حتی ابیاتی دیگر از همان شعر را متناسب با سطوح دیگر سروده باشد.
2- نکات طرح شده وجه غالب و شاخصه‌‌های بارز نوعی تفکر هستند که به شکل منطقی (و نه واقعی) از هم جدا شده‌اند؛ ممکن است در اثری نشانه‌هایی از چند سطح به طور هم زمان مطرح شود. ملاک تعیین سطح در این تقسیم بندی وجه غالب است.
3- این سطوح، نمایانگر دانسته‌‌هاست نه ایمان قلبی. در هر سطحی از دانسته‌‌ها، عمق‌های ایمانی متفاوتی می‌توان تصور کرد. به عنوان مثال در تاریخ پیش آمده که یک غیر مسلمان که در میدان جنگ با دیدن پیامبر یا امیرالمؤمنین علیهما السلام مسلمان شده و ساعتی بعد شهید شده است(نصر بن مزاحم 1404: 148). طبیعتا سطح دانسته‌‌های اسلامی این شهید تازه مسلمان چندان زیاد نیست؛ ولی عمق باور او چنان بوده که حاضر شده بجنگد و جان خود را فدا کند. در نقطۀ مقابل شخصی مثل عمرو بن‌عاص که دشمن امیرالمؤمنین علیه السلام است و ذر‌ه‌ای باور قلبی به فضایل آن حضرت ندارد، در مدیحه‌ای که برای ایشان سروده، سطح قابل قبولی از دانش را به نمایش گذاشته است (امینی 1416: 2: 173). آنچه که در میزان اعمال سنجیده خواهد شد، باور قلبی است و آنچه که در نقد حاضر می‌توانیم اندازه بگیریم، میزان دانسته‌‌هاست.
4- در میان سطوح مطرح شدۀ زیر، با اندکی اغماض، باور به سطح دوم (امام: رهبر سیاسی) به بعد، در دایرۀ تشیع به معنای مصطلح امروزی قرار می‌گیرد. حد دیگر خروج از دین نیز غلو است. لذا قرار گرفتن در یکی از سطوح میانی به معنای ایمان است و بدیهی است که ایمان مقوله‌ای تشکیکی است.
5- در تعیین و تحدید سطوح، هیچ پیش‌فرضی لحاظ نشده است. پس از خوانش آثار و دسته‌بندی موضوعات و وجه غالب معنایی آنها، به نظر آمده که می‌توان همه ی موضوعات مطروحه را در ده گروه و سطح احصا کرد. آنچه که در توضیح هر سطح آمده، نمایانگر شاخصهای دانشی و اعتقادی آن سطح است. در این مرحله فقط با توصیف صرف سر وکار داریم؛ نه ارزشگذاری. این قاعده ی منطقی هم در تمام مراحل لحاظ شده است که اثبات شیء نفی ماعدا نمی کند.

6- این نوشته، صرفا سطوح اعتقادی مندرج در اشعار را بررسی می‌کند؛ بنابراین اشعاری موضوع این پژوهش هستند که نگاهی اعتقادی در آن‌‌ها وجود داشته باشد. توضیح این که برخی از اشعار آیینی معاصر هیچ محتوای خاصی را القا نمی‌کنند و صرفا زبان آوری، مدح یا مغازله‌ای هستند خطاب به شخص معصوم علیه السلام. طبیعتا این گونه اشعار موضوع پژوهش حاضر نیستند.
شعر زیر بدون جهت گیری اعتقادی خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و با کنایات و اشاراتی بسیار پوشیده هجرت آن حضرت را مطرح می‌کند. اگر بخواهیم این شعر را به اجبار در یکی از سطوح این مجموعه بگنجانیم، در سطح حب جای می‌گیرد؛ چرا که به هر حال این زبان آوری نشانگر علاقۀ گوینده به ممدوح است.
می‌روی درک کنی شور پرستو‌ها را
تا فراموش کنی غربت این سو‌ها را
ماه خوابید به جای تو در این بستر تا
نقش بر آب کند حیلۀ راسو‌ها را
راهی شهر بهارانی و با هر گامی
بیشتر می‌شنوی رایحه‌‌ها، بو‌ها را
گرم هر نخل به تو دست تکان داد و ببین
آخرین بدرقۀ نازک آهو‌ها را
شهر برخاسته با شوق خوشامد گویی
چه ستبرند، ببین شوکت بارو‌ها را
می‌سپاری به نسیم و همه دل می‌سپرند
بیرق «باد به هم ریخته ی» مو‌ها را (غروب منظومۀ عشق 1388: 38: مهدی فرجی)
این شعر نیمایی نیز خطاب به امام عصر علیه السلام سروده شده است:
«می نویسم: چشم‌های تو/ روستای آن طرف‌تر‌‌هاست/ روستای بیشه‌‌های دور/ چشم‌‌های تو/ با نسیم و / آفتاب و / دشت/ با درختان پر از لبخند/ با کبوتر‌های بارانی/ هم آواز است/ خرمنی از شعر و پرواز است/ ... /باد‌ها گفتند/ می‌آیی/ ابر‌ها خواندند:/ می‌باری/ برگ‌ها یکریز باریدند:/ وقتی از آیینه برگردی/ آسمان پر می‌شود/ از صحبت خورشید» (در شعاع اسم اعظم 1388: 130-132: ذبیح الله ذبیحی)
همچنین است وضعیت اشعار روضه‌ای یا به تعبیر امروزین غزل‌مرثیه‌‌ها. بخش قابل توجهی از این گونه اشعار فقط سوزناک هستند و رقت مخاطب را بر می‌انگیزند. می‌توان این سروده‌‌ها را نیز در سطح حب جای داد؛ اما رقت بیشتر با ترحم تناسب دارد تا حب. ضمن این که برخی از سروده‌‌ها چندان رقت برانگیز هم نیستند و فقط گزارش تاریخی یک ماجرا محسوب می‌شوند؛ بدون زمینه‌‌های معرفتی یا احساسی قابل ملاحظه. توضیح این نکته نیز ضروری است که میزان تأثر از یک شعر، مخاطب به مخاطب فرق دارد و نمی‌توان برای آن حکمی کلی صادر کرد.
وقتی فروخت هیزم‌تر آشیانه را
فهمید بیت وحی زبان زبانه را
افتاد روی دست زمین از کنار در
از دست داد باغ ولایت جوانه را
او می‌دوید دست به دیوار خانه‌‌ها
پشت سرش ندید ولی هیچ خانه را
آری رسید، لیک بسی تازیانه خورد
انداخت از نفس جرسِ تازیانه را
آنقدر شد ضعیف که از صبح روز بعد
حتی شکسته خواند نماز دوگانه را (جعفری 1383: 41)

سطح نخست: امام: شخصیتی تاریخی
ساده‌ترین سطح شناخت امام، شناخت تاریخی است؛ تاریخی که اولا نمی‌تواند شایستگی‌‌ها و مراتب معنوی را به تصویر بکشد و ثانیا تنظیم شده توسط قدرت حاکمه است. در این تلقی، امام(ع) شخصی است که در زمان و مکان مشخصی زندگی کرده است. نام پدران و فرزندانش و تاریخ ولادت و وفاتش ثبت شده است. امام(ع) یکی از اهل بیت و بنی‌‌هاشم است و بنی‌‌هاشم یکی از طوایف قریش. امام و دیگران سهمی برابر دارند؛ در بیت المال، در توجه، در احترام و ... . این شیوۀ متعصبین از اهل سنت (و نه معاندین و ناصبین) است و در کتب تاریخ‌نگاران وابسته به دربار‌های بنی امیه و بنی عباس نمود دارد. در میان شیعیان، در نحوۀ برخورد با امام و غیر امام می‌توان ردی از این نگاه پیدا کرد. واعظ زادۀ خراسانی در مقاله‌ای  با عنوان جایگاه اهل بیت علیهم السلام در جوامع اسلامی به بررسی نسل سادات حسنی در اندونزی و ... می‌پردازد (واعظ‌زاده ‌خراسانی 1373). قزوه در سفرنامۀ حجش، پرستو در قاف، هنگام زیارت بقیع، اول از ده هزار مدفون بهشتی بقیع می‌گوید، بعد فاطمه بنت اسد را معرفی می‌کند، بعد عباس بن عبدالمطلب را، بعد چهار امام علیهم السلام را؛ بعد می‌گوید: شش بار فاتحه می‌خوانم و دیگر می‌مانم که چه کنم(قزوه 1375: 25). محمدکاظم کاظمی می‌گوید: «ما بزرگان دین را هم در چهارده معصوم و حداکثر یکی دو شخصیت دیگر مثل حضرت عباس(س) و حضرت معصومه(س) خلاصه کرده‌ایم. گویا مذهب ما توانسته است پانزده، بیست نفر لایق ستایش در دامان خود بپرورد که البته هیچ گاه چنین نیست» (کاظمی 1378: 140).
از آنجا که شعر ذاتا با مبالغه و بیان هنری همراه است، به سختی می‌توان چنین سطح نازلی از اعتقاد را در شعر یافت؛ چنان که گویندگان مثال‌های منثور فوق نیز در عرصۀ شعر سطوح بسیار متعالی‌تری از اعتقاد شیعی را به نمایش گذاشته‌اند. اگر بخواهیم سخت گیرانه و بدون فهم ادبی و لحاظ کردن مبالغه، به شعر شاعران نگاه کنیم، می‌توانیم هم سنگ آوردن نام یا وصف ائمه علیهم السلام با دیگر بزرگان تاریخ را نیز از این مقوله بشماریم:
- ای خون اصیلت به شتک‌‌ها ز غدیران افشانده شرف‌‌ها به بلندای دلیران
جاری شده از کرب و بلا آمده وآنگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران (منزوی 1387: 376)
-
آن قامت رویان و روان ازلی را/ آن آرزوی زندۀ سقراط و علی را/ با آن همه خون‌ها که فشاندند به راهش/ در گوری از اندیشۀ خود تنگ فشردید (شفیعی کدکنی 1376: 304)
همچنین است وقتی که شاعری برای غیر معصوم همان تعابیری را به کار می‌برد که جایی دیگر برای امام به کار برده یا حتی از آن نیز فراتر می‌رود. مردانی در سوگ آیت الله طالقانی تعبیری را به کار برده که برای امام حسین علیه السلام هم به کار نمی‌رود:
-
ای زندۀ همیشه برایت خدا گریست تاریخ از این مصیبت بی انتها گریست (مردانی 1370: 106)

 

 

منابع:
‏واعظ‌زاده‌خراسانی، محمد. 1373. “سرمقاله/ جایگاه اهل بیت علیهم السلام در جوامع اسلامی.” مشکو‌ة 2 (13): 4–38.
‏ابن طاووس، على بن موسى‏. 1413. التحصين لأسرار ما زاد من كتاب اليقين‏. قم: دار الکتاب.
‏الموسوی، فخار بن معد. 1410. إيمان أبي طالب( الحجة على الذاهب إلى كفر أبي طالب). قم: دار سيد الشهداء للنشر.
‏امینی، عبدالحسین. 1416. الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب. 11 جلد. قم: مركز الغدير للدراسات الاسلاميه.
‏جعفریان، رسول. 1368. تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن هفتم. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
‏جعفری، رضا. 1383. صبح شبنم. تهران: صیام.
‏حیدری آقایی، محمود، قاسم خانجانی، حسین فلاح زاده و رمضان محمدی. 1390. تاریخ تشیع(۱): دوره حضور امامان معصوم علیهم السلام. هفتم. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
‏در شعاع اسم اعظم. 1388. تهران: تکا.
‏شعیری، محمد بن محمد. بی تا. جامع الأخبار. نجف: مطبعة حيدرية.
‏شفیعی کدکنی، محمدرضا. 1376. هزاره ی دوم آهوی کوهی. تهران: سخن.
‏طبرسی، احمد بن علی. 1361. الإحتجاج. ج 1. الإحتجاج. مشهد مقدس: نشر المرتضي.
‏غروب منظومه ی عشق. 1388. مشهد: به نشر.
‏قزوه، علیرضا. 1375. پرستو در قاف. تهران: سوره مهر.
‏کاظمی، محمدکاظم. 1378. رصد صبح: خوانش و نقد شعر جوان امروز. تهران: سوره مهر.
‏گرامی، سید محمدهادی. 1391. نخستین مناسبات فکری تشیع. تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
‏مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی. 1403. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (علیهم السلام). ج 111. بحار الانوار. بیروت: دار احياء التراث العربي.
‏مردانی، نصرالله. 1370. خون نامه ی خاک. دوم. تهران: کیهان.
‏منتظر القائم، اصغر. 1390. تاریخ امامت. سیزدهم. دوم. قم: دفتر نشر معارف.
‏منزوی، حسین. 1387. مجموعه اشعار حسین منزوی. تهران: نگاه.
‏نصر بن مزاحم. 1404. وقعه الصفین. قم: مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏.

لینکهای مرتبط:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

لینک مقالۀ کامل در نورمگز

لینک مقالۀ کامل در فصلنامۀ پژوهشهای اعتقادی کلامی



لینکهای مرتبط

قسمت دوم

قسمت سوم

لینک متن کامل مقاله در سایت دانشگاه آزاد ساوه

لینکهای مرتبط

قسمت دوم

قسمت سوم

لینک متن کامل مقاله در سایت دانشگاه آزاد ساوه

Print
2628 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com