ادبیات در دورۀ خاتمی - قسمت دوم

ادبیات در دورۀ خاتمی - قسمت دوم

جامعه شناسی ادبیات

رضا بیات

قسمت نخست

سال‌های 1376- 1383 (دورۀ خاتمی توسعۀ سیاسی و فرهنگی)

فرهنگ عمومی:

سال‌های 1376 تا 1383 با ریاست جمهوری حجه‌الاسلام سید محمد خاتمی مصادف است. شعار انتخاباتی او «آزادی» است؛ چیزی که در حوزۀ فرهنگ بیش‌تر به آزادی بیان و عقیده و اندیشه تعبیر می‌شود. به پیشنهاد او، سال 2001 میلادی (معادل 1380) سال جهانی «گفتگوی تمدن‌ها» نامیده می‌شود. «تحمل مخالف» یکی از کلیدواژه‌های سخنان خاتمی و طیف او می‌شود و خلاصه جامعه به سرعت به سوی چند صدایی شدن پیش می‌رود.

جامعۀ انقلابی ایران که تا کنون به روشنی می‌دانست چه چیزهایی را نمی‌خواهد (رک. شعارهای مرگ بر...، نه شرقی، نه غربی و ...)، در این دوره با پرسش مهمی مواجه شد: چه می‌خواهد؟ طبیعی است که در موضع نفی ضد ارزش‌ها وحدت وجود داشته باشد؛ ولی در موضع اثبات و تبیین ارزش‌ها اختلاف‌ها و سلایق گوناگون شکل بگیرد؛ اما در جامعه‌ای که تا کنون به شدت بسته بوده و فقط یک صدای رسمی را تجربه کرده، پذیرش این نکته دشوار است.

از مواردی که ذکر خواهد شد، برخی رویکرد مستقیم دولت هفتم و هشتم است و برخی دیگر اقتضای زمانه و پدیده‌هایی که ارتباطی به دولت ندارد؛ ولی هم زمان با اقدامات دولت است و تأثیر و تأثر اجتناب ناپذیری با وقایع فرهنگی جامعۀ آن روز پیدا می‌کند.

این توضیح نیز ضروری است که اغلب موارد زیر در دورۀ بعد هم ادامه پیدا می‌کند و حتی اگر منشأ پدیده‌ای ظاهراً محدود یا مسدود شود، اثرات آن به قوت خود باقی می‌ماند؛ لذا در برخی موارد شاهدمثال‌هایی عرضه می‌شود که در دورۀ بعد تولید شده است.

یک نکتۀ بسیار مهم نیز این که هرگاه جامعه از تعادل خارج شود و رفتار و فرهنگی خارج از عرف وارد جامعه شود، همان‌طور که عده‌ای طرفدارش می‌شوند، گروهی نیز مخالف سرسخت آن جریان خواهند شد. تندروی‌های سیاسی و فرهنگی عصر خاتمی باعث می‌شود وحدت کلمۀ ادوار پیشین به دو دستگی و جناح‌بندی تبدیل شود. این وضعیت که در دورۀ احمدی‌نژاد هم ادامه یافت و تشدید شد، رفتارهای عکس‌العملی را به وجود آورد؛ رفتارهایی اغراق شده که بیش از «حقیقت»، به «رو کم کنی» و کوبیدن جناح مقابل تعلق داشتند و دارند.

رویکرد فرهنگی دولت در دورۀ خاتمی:

آزادی و تساهل:

یکی از اصلی‌ترین پیام‌های خاتمی تساهل است. برای جامعۀ جوان آن روز که بنا به دلایل مختلف ممکن است از دین فاصلۀ زیادی بگیرد، آسان‌گیری حکم سوپاپ اطمینان را دارد. این آسان‌گیری در قالب‌های مختلفی خود را نشان می‌دهد:

آزادی در پرسیدن سؤالات بنیادین راجع به دین:

این آزادی با استقبال شدید دگراندیشان مواجه می‌شود و مجلات و روزنامه‌هایی چون کیان، زن، جامعه و ... عرصۀ ارائۀ قرائت‌های متفاوت از دین می‌شوند.

شاعر عاشقانه‌سرای این دوره چنین می‌سراید:

به باغ جهانت چه بندم دلی را که بسیار دیده ست    که حتی بهار جنانت پر است از کویران خدایا

گرفتم بهشت است این‌جا ولی کو پسند دل ما        چه داری بگویی تو آیا به دوزخ ضمیران خدایا؟[1]

از شاعر آیینی‌سرا نیز چنین شعری شنیده می‌شود که البته از سر دردمندی و یأس از اصلاح وضع موجود به نظر می‌آید:

«عرش/ فرش صادراتی است/ شیطان چون نقش قالی‌های کرمان/ شکفته و شاد است/ و فرشتگان مقرب/ کنار خیابان کائنات/ کوپن‌های باطل شدۀ فضیلت را/ همه رقم/ خریدارند»[2]

آزادی انتخاب نوع پوشش و رفتار:

این مسئله منجر به شکسته شدن هنجارهای بسیاری در پوشش و حجاب و روابط دختر و پسر می‌شود. وضعیت حجاب و روابط دختر و پسر به شکل چشمگیری از دورۀ قبل فاصله می‌گیرد. البته باید به یاد داشت که محدودیت‌های شدید دوره‌های پیشین نیز در این مسئله دخیل است. دخترانی که به اجبار، پیش از سن بلوغ، در مدرسۀ دخترانه و بدون حضور نامحرم، با روپوش و مقنعۀ خاکستری و مشکی نشسته‌اند، در نوجوانی و جوانی با آزادی مواجه می‌شوند و عقده‌گشایی می‌کنند. فیلم‌های اجتماعی با موضوع نسل جوان و نوجوان، خصوصاً دختران، در این دوره تشخص دارند و به چشم می‌آیند؛ فیلم‌هایی مثل: دختری با کفش‌های کتانی (صدر عاملی77)، دوران سرکشی (تبریزی 80)، من ترانه پانزده سال دارم (صدر عاملی81) و ... .

تأکید بر بعد اخلاقی و ایمانی دین و تقلیل جایگاه فقه:

سخنورانی مثل الهی قمشه‌ای، پناهیان، نقویان و ... با گرایش‌های عرفانی و اخلاقی سعی در جذب حداکثری جوانان دارند و از آن‌جا که سختگیری‌های فقهی با جذب حداکثری تناسبی ندارد؛ با تأکید بر اصالت ایمان و اخلاق، جایگاه فقه تقلیل می‌یابد. فقه که مهم‌ترین رویکرد حوزه‌های علمیه محسوب می‌شود، بعدها توسط روحانیون بیش‌تری تقلیل جایگاه می‌یابد و دامنۀ این تفکر به ادبیات هم کشیده می‌شود. شعر زیر سرودۀ یک روحانی است که در حضور رهبر انقلاب خوانده شد:

آخرین خم تمام لب‌ها را                      آشنا با پیاله خواهد کرد

شهر را با شراب خواهد شست                حوزه را «اِسْتِحاله» خواهد کرد

 

«کعب الاحبار»های «جامد» مغز                چون «حمار»اند «حامِلُ‌الاَسْفار»

«مُتَکَلّم» ولی «مَعَ‌الْغَیْر»اند                       کور ولال و کرند چون دیوار

 

«واضح» است اکثر مسائل عشق               پس ندارد نیاز بر«توضیح»

گرچه «تَحصیلِ حاصل» است ولی            «بی مُرجِحّ» دهند این«ترجیح»[3]

معرفی «عشق» به عنوان جوهرۀ اصلی دین:

با آن‌که در دوره‌های قبلی عشق، واژه‌ای ممنوعه به شمار می‌رفت. عشق مطرح شده در این دوره در حد عشق آسمانی و عرفانی باقی نمی‌ماند و کاملاً زمینی می‌شود. نمود زمینی شدن عشق در انبوه فیلم‌های عاشقانۀ سال 77 به بعد مشهود است؛ چیزی که در دوره‌های قبل سابقه نداشت.

ای عشق اگر کفر هم آیین تو باشد            بگذار که دینم پس از این دین تو باشد

فرهاد من از کوه فرود آی که شیرین         این بار قسم خورده که شیرین تو باشد[4]

آسان‌گیری در مسئلۀ موسیقی:

موسیقی پاپ از وزارت ارشاد مجوز می‌گیرد و با صدای خواننده‌های مذهبی و موجهی مثل محمد اصفهانی، علیرضا عصار، حسین زمان و ... به صدا‌وسیما می‌آید. این مسئله باعث می‌شود گارد بستۀ بسیاری از مذهبی‌ها در برابر موسیقی بشکند. خصوصاً وقتی می‌بینند نوع موسیقی و مضمون بسیاری از این ترانه‌ها مشابه آن چیزی است که در لس آنجلس تولید می‌شود، مسئلۀ حرمت موسیقی برای بسیاری رنگ می‌بازد و ملاک حلال و حرام موسیقی را سیاسی می‌یابند نه دینی. خوانندگانی که به قصد گرفتن مجوز ارشاد، یک نمونۀ مذهبی می‌خوانند و باقی آلبومشان با ترانه‌های لهوی پر می‌شود نیز به گونه‌ای دیگر گوش و ذائقۀ هیئتی‌ها را با موسیقی پاپ آشنا می‌کنند. تقلید بسیاری از مداحان از موسیقی یا شعر ترانه‌ها، پای موسیقی پاپ را به مجالس مذهبی باز می‌کند. این تقلید به بازسازی زیرصدا و موسیقی کوبه‌ای توسط مداح همخوان و دستگاه‌های قدرتمند صوتی می‌انجامد و پس از مدتی، علاوه بر مداحی پاپ، مداحی هوی متال هم ظاهر می‌شود. در این نوع، مداح به جای صدایی خوش یا محزون، صدایی نخراشیده و خشن را تقلید می‌کند؛ نوع کلام همراه با خشونت است؛ سبک عزاداری به رفتارهای تند و خودآزاری شدید تبدیل می‌شود و ریختن خون از تن خود، در این مجالس ارزش به حساب می‌آید؛ فضای تاریک و گاهی همراه با رقص نور(!) این تشابه را بیش‌تر نشان می‌دهد.[5]

پانوشت‌ها:


[1] مجموعه اشعار حسین منزوی. تهران: نگاه. 1387. ص513.

[2] در ملکوت سکوت. حسینی، سید حسن. تهران: انجمن شاعران ایران. 1385. ص47.

[3] پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه‌ای. دیدار شاعران. حسینی، سیدعبدالله. دسترسی 5 شهریور1394.. http://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=26948.

[4] آویشن و اندوه. صفایی بروجنی، پانته‌آ. تهران: فصل پنجم. 1393. ص70.

[5] رسانه شیعه. حسام مظاهری، محسن. تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل. چ اول.  1387. ص543.



قسمت سوم

منبع: الفیا

 

Print
1424 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com